تبلیغات
همای شعر Bird Of Poem
 
همای شعر Bird Of Poem
وبلاگی با موضوعِ اشعار و بداهه های زیبا و متن های ادبی و فلسفی تاثیر گذار
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
قسم میخورم
این آخرین باریست که وانمود می‌کنم
درست همینجایی
پیش من
و با چشمان پف کرده‌ات
تمام جانم را می‌پویی

آخرین باریست که وانمود میکنم این فنجان چای دومی که می‌ریزم
و ساعتها نظاره‌گرش می‌شوم تا یخ کند
مخاطبی دارد

آخرین باریست
وانمود میکنم تمام داستانهایی که تعریف میکنم
تو می‌شنوی
و تمام شعرهایی که می‌خوانم را
دوست داری

آخرین باریست که
وانمود میکنم تو همینجایی
همین‌قدر نزدیک
و من با نفس‌هایم می‌توانم لمست کنم
با چشمانم می‌توانم درکت کنم

وانمود میکنم آخرین باریست که وانمود میکنم هستی
و تو هیچ آخرین‌باری نبود
که به من بگویی
به خاطر من است که میروی...

مهدیس دانافر





نوع مطلب : مهدیس دانافر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
هجا به هجا 
واو به واو
قافیه به قافیه
بیت به بیت
در غم واره هایم
هرچه رج زدم
نام تو ،
مطلع بود
وتمام من ، 
ردیف می شد ...

فائزه جداء




نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
رنگ موهای تو در نور طلایی شده است 
دوستت داشتن ای ماه، بلایی شده است 

قبل تو یاد گرفتم که زمین جاذبه داشت 
این دروغ است دلم با تو هوایی شده است

نیستی در ته ِ فنجان من این غمگین است
سهمم از حادثه ی وصل ، جدایی شده است

کار من از غم دوری تو در نیمه ی شب  
دائما درد ِ دل و نغمه سرایی شده است 

عشق بعد تو مرا کاسه به دستم کرده
کسب و کار من ِ دیوانه گدایی شده است 

فصل پاییز قشنگ است اگر باشی تو
زیر پاهای من این شهر حنایی شده است

فهیمه تقدیری 





نوع مطلب : فهمیه تقدیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شده آیا دلت از حرف کسی خون باشد
عشق در خاطره ات مرده و مدفون باشد

خشکی روی لبت در پی باران برود
مثل اهواز دلت تشنه ی کارون باشد

اشک هایت به خروشانی جیحون برسد
دل دیوانه ی تو خسته و محزون باشد

سال ها در تب دیدار بسوزی اما
شهر معشوقه ی تو در تب طاعون باشد

تو دلت عاشق اسلام شود اما او
بت پرستی کند و پیرو آمون باشد

فهیمه تقدیری 





نوع مطلب : فهمیه تقدیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
فهیمه تقدیری متولد20 ام مهرماه سال 1369 در یزد ، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد حسابداری ، شاعر و ترانه سرا 

از جمله ترانه های منتشر شده :

1 حسرت
2 توبه کردم 
3 عشق من
4 بغضم






نوع مطلب : فهمیه تقدیری، بیوگرافی شاعران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
دلم لک زده
مانند آینه ی خاک گرفته ی 
خانه اِمان
سالهاست
کسی را در خود کنکاش نکرده
بی نوا!
می بینی،
آیینه هم 
دلش لک زده برایت
بس که جای انگشتانت را 
به رُخَش کشیدم ...

فائزه جداء





نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
آن روز ها

بر بالای بلندترین آسمان خراش شهر می‌رفتیم
و دستم در دستانت پرواز را تجربه می‌کردم

دیروز همانجا بودم
دستت در دستانم نبود

سقوط را تجربه کردم ... !

مهدیس دانافر





نوع مطلب : مهدیس دانافر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آذر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
در میان گنگی مبهم لبخندها
چشمهای گرسنه
 فریاد می کنند
و من 
تشنه تر از
 کویر های اجباری
به آغوش قنات تب دار لبانت
پناهنده شدم ...

فائزه جداء 





نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 آبان 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
میان این سه نقطه
عجیب غوغایی است
تو می روی 
تو می آیی
و من!

فاجعه میشود،
هربار
 که 
سطر سطر کلامم را
سه نقطه قطع میکند
من عاشق میشوم
تو میخندی
و رخ میدهد
هر اتفاقی که
فکرش 
در
سه نقطه
بگنجد

وااااااای 
نگاهت...
نگاهم که میکنی
باز هم 
حادثه
بی..د..ا..د میکند
میان این سه...

فائزه جداء





نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 آبان 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
برف غصه هایت 
روی شیروانی قلبم می بارد
فکر می کردم غم تو
بر قلبم ننشیند 
اما 
غمت سنگین بود و قلبم ،
مرطوب باران چشمانم 
تو مدام
باریدی،
باریدی،
باریدی و من 
فقط سکوت کردم 
تو سنگین تر شدی،
آنقدر سنگین 
که نهایت ،
آواری شدی
بر سر جوانیِ احساسم
حالا
چند صباحی است که،
 گذاشته ای و گذشته ای!
هر چه را که در آن روز برفی ویران شد...

فائزه جداء





نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 9 آبان 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
ساعت از ۲ شب گذشته بود
با چشمهای خواب‌آلود و قیافه‌ی مَنگش به آینه نگاه کرد و تنها چیزی که دید موهای چربش بود
به این نتیجه رسید که الان فقط میتونه به یه دوشِ آب گرم احتیاج داشته باشه

همینطور بی‌هوا بلند شد گوشیشو برداشت رفت سمت حموم و توی بخار گم شد
تمام این مدت تو ذهنش تُف می‌کرد به زندگی و قانونایِ مضحکش

وقتی به خودش اومد داشت با چشمهای بسته یه مشت شامپو به کف سرش می‌ریخت
انقدر این حجم تنهایی و پوچی زیاد شده که دیگه حتی یادش نبود چه‌قدر از تنهایی و شب و تاریکی و غیره‌جات می‌ترسید...

همون‌جا بود که دلش می‌خواست همه مغزشو که خلاصه نتیجه‌ی سی‌تی اسکنش،نشون از تفاوتش با بقیه می‌داد رو اُق بزنه تو چاهِ حموم

داشت زیر هق‌هقِ شدید دوش حموم مسواک میزد
و به اکران فیلمایی که تو بخش هنر و تجربه نمایش داده می‌شدند فکر می‌کرد
این قسمت دقیقا شبیه به همون صحنه از فیلمِ که بازیگر نقش اصلی به فکر فرو میره و حتی یه نفرم نمیتونه  درست حدس بزنه که به چی داره فکر میکنه...

تو همون حال بود که از حموم بیرون اومد و روانه‌ی اتاق شد
میتونست هیلاری کلینتون باشه یا تیلور سوییفت یا شایدم یه گشنه تو سومالی یا چه میدونم سوگلی یه مردِ عرب
اصلا هم پیچیده نبود همین‌قدر ساده میتونست یه کسی دیگه باشه...

ولی خب دقیقا هیچی بود با یه حجم زیاد پوچی تو مغزش و یه علامت تهیِ بزرگ جای قلبش
بدون داشتن هیچ فکری برای ادامه...

اینجا به همون پایان باز می‌رسیم
اون الان اینجا درحالی که از گوشیش داره آهنگ علی‌ زندوکیلی پخش میشه با همون حجم زیادِ افکارِ رژه رونده تو مغزش خوابش میبره و فردا صبح با آغوشِ باز به سراغ همون روزمره‌گیِ همیشگیش میره...
و این داستان ادامه ندارد...

شب نوشت
مهدیس دانافر





نوع مطلب : مهدیس دانافر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تو را میان شعرهایم عاشقانه پنهان می‌کنم !
می‌گذارم همانجا آرام بمانی

اما تو شورش میکنی
انقلاب به جریان می‌اُفتد
و جنگ آغاز میشود!

تو از میان اَبیات بیرون می‌آیی و راه رفتن را پیش میگیری...

و من پشتِ اصوات گنگ و مبهم،فرکانس رادیو را روی موج تنهاییم می‌گذارم!

کاش کمی شعرهایم را سخت‌تر می‌چسبیدم...
تا از هیچ موجی بیرون نیایی،پشت هیچ فرکانسی ترکم نکنی
تا این زمستان را بی‌تو سر نکنم!

تا تمام فیلم‌های مورد علاقه‌ام را ندیده نگذارم
تا دفتر شعرم بسته نماند

تا تمام واژه‌ها بعد از خروشِشان پشت لبهایم محبوس نمانند...

می‌دانی تمام این داستان‌های جدایی تقصیر شاعران است!

آنقدر از جدایی
شعر گفتند
که تو هم راه رفتن را یاد گرفتی...

مهدیس دانافر





نوع مطلب : مهدیس دانافر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 مهر 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
باز شب شد 
و من روزم را تمام کردم 

بی تو 
در پیاده رو هایی که 

روز را با تو به شب می دوختم 

فرزاد جداء





نوع مطلب : فرزاد جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 شهریور 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
متولد شدم 
در تمام روزهای سال
بی تو 
من با عطر عید 
با گرمای تابستان
با برگ ریزان پاییز
بااولین برف زمستان
متولد شدم
و حالا سال هاست که
از تولدم می گریزم
من متولد شدم
درپنجمین روزازاولین گامهای زمستان
و من هر سال بی تو آغاز می شوم
و هر روز  بی تو می میرم ...

فائزه جداء





نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 شهریور 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
زندگی بدون تو
آنقدر ها هم سخت نیست
فقط....
می گذرد
مانند تمام روزهایی
که بودی
اما پاهایت یک قدم
از رفتن جلوتر بود
مانند
تمام چای هایی
که میتوانست گرم باشد
اما...
مزاج دلتنگی چشمان تو
همیشه سرد بود

مهدیس رستگاری 





نوع مطلب : مهدیس رستگاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
-